محمد صالح الحسينى الترمذى ( كشفي )

25

مناقب مرتضوى ( فارسي )

لوالدى : من محبّ چار يار مصطفى * خارجى گو خون شود زين ماجرا هركه را يك ذرّه دانش يار شد * از فراست مخلص اين چار شد چار عنصر هم به هم آمد از آن * كه شوند اين چار از پرده عيان فقير معتقد عقيدهء حميدهء قدوهء ابرار ، شيخ عطار است كه در تذكرة الاولياء مىنويسد : « انصاف آن است كه چون پادشاه دنيا و آخرت محمد مصطفى را دانى ، بايد كه فرزندان او را به جاى خودشناسى و اقربا و وزرا و صحابهء او را به جاى خود ، تا سنّى پاك باشى - حقّا ثمّ حقّا . » بيت : نه من دلشده اين راه به خود مىپويم * بارها گفته‌ام و بار دگر مىگويم كه اگر جمع نمودن مناقب مرتضى على ( ع ) رفض است ، اين‌چنين رفض را سعادت ابدى و دولت سرمدى تصور كرده ، مصراع شافعى - عليه الرّحمة - را به صدق دل و جان تكرار مىنمايم : مصرعه : فليشهد الثقلان انى رافضى . و به حكم وفور محبت و اعتقاد ، خطاب به جناب مستطاب آن ولايت‌مآب كرده به بانگ بلند اين رباعى بر زبان قصير البيان مىرانم ؛ لمؤلفه : تا جان به تن است ، راه حيدر پويم * تا چشم به سر ، جمال حيدر جويم خواهم كه به هر موى پذيرفته زبان * چون ذكر خداى ذكر حيدر گويم « و السّلام على من اتّبع الهدى 0080224 خ 0 31 خ » . آمديم بر فهرست ابواب و مدّعا ؛ بر ضمير منير ارباب فضل و اصحاب دانش ، مبيّن و مبرهن باد كه اين مجموعهء محموده مشتمل است بر دوازده باب . ربّ يسّر و تمّم بالخير باب اول : در بيان نصوص قرآنى كه در شأن امير المؤمنين ، امام المتقين ، يعسوب الواصلين ، مطلوب الكاملين ، امام المشارق و المغارب ، اسد الله الغالب ، على بن ابى طالب - كرّم اللّه وجهه - وارد و نازل شده و متعلّق بها ؛ باب دوم : در بيان احاديث نبوى - صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ؛